English    Türkçe    فارسی   

1
1283-1292

  • این هوا با روح آمد مقترن ** چون قضا آید وبا گشت و عفن‌‌
  • آب خوش کاو روح را همشیره شد ** در غدیری زرد و تلخ و تیره شد
  • آتشی کاو باد دارد در بروت ** هم یکی بادی بر او خواند یموت‌‌ 1285
  • حال دریا ز اضطراب و جوش او ** فهم کن تبدیلهای هوش او
  • چرخ سر گردان که اندر جستجوست ** حال او چون حال فرزندان اوست‌‌
  • گه حضیض و گه میانه گاه اوج ** اندر او از سعد و نحسی فوج فوج‌‌
  • از خود ای جزوی ز کلها مختلط ** فهم می‌‌کن حالت هر منبسط
  • چون که کلیات را رنج است و درد ** جزو ایشان چون نباشد روی زرد 1290
  • خاصه جزوی کاو ز اضداد است جمع ** ز آب و خاک و آتش و باد است جمع‌‌
  • این عجب نبود که میش از گرگ جست ** این عجب کاین میش دل در گرگ بست‌‌