English    Türkçe    فارسی   

1
1844-1853

  • گفت ای یحیی بیا در من گریز ** تا پناهت باشم از شمشیر تیز
  • وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن‌‌
  • یک دو پندش داد طوطی بی‌‌نفاق ** بعد از آن گفتش سلام الفراق‌‌ 1845
  • خواجه گفتش فی أمان الله برو ** مر مرا اکنون نمودی راه نو
  • خواجه با خود گفت کاین پند من است ** راه او گیرم که این ره روشن است‌‌
  • جان من کمتر ز طوطی کی بود ** جان چنین باید که نیکو پی بود
  • مضرت تعظیم خلق و انگشت نمای شدن‌‌
  • تن قفس شکل است تن شد خار جان ** در فریب داخلان و خارجان‌‌
  • اینش گوید من شوم هم راز تو ** و آنش گوید نی منم انباز تو 1850
  • اینش گوید نیست چون تو در وجود ** در جمال و فضل و در احسان و جود
  • آنش گوید هر دو عالم آن تست ** جمله جانهامان طفیل جان تست‌‌
  • او چو بیند خلق را سر مست خویش ** از تکبر می‌‌رود از دست خویش‌‌