English    Türkçe    فارسی   

1
2718-2727

  • رو بر سلطان و کار و بار بین ** حس تجری تحتها الأنهار بین‌‌
  • این چنین حسها و ادراکات ما ** قطره‌‌ای باشد در آن نهر صفا
  • در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب‌‌
  • مرد گفت آری سبو را سر ببند ** هین که این هدیه ست ما را سودمند 2720
  • در نمد در دوز تو این کوزه را ** تا گشاید شه به هدیه روزه را
  • کاین چنین اندر همه آفاق نیست ** جز رحیق و مایه‌‌ی اذواق نیست‌‌
  • ز آن که ایشان ز آبهای تلخ و شور ** دایما پر علت‌‌اند و نیم کور
  • مرغ کآب شور باشد مسکنش ** او چه داند جای آب روشنش‌‌
  • ای که اندر چشمه‌ی شورست جان ** تو چه دانی شط و جیحون و فرات 2725
  • ای تو نارسته از این فانی رباط ** تو چه دانی محو و سکر و انبساط
  • ور بدانی نقلت از اب وز جد است ** پیش تو این نامها چون ابجد است‌‌