English    Türkçe    فارسی   

1
2741-2750

  • خاص و عامه از سلیمان تا به مور ** زنده گشته چون جهان از نفخ صور
  • اهل صورت در جواهر بافته ** اهل معنی بحر معنی یافته‌‌
  • آن که بی‌‌همت چه با همت شده ** و آن که با همت چه با نعمت شده‌‌
  • در بیان آن که چنان که گدا عاشق کرم است و عاشق کریم، کرم کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست‌‌
  • بانگ می‌‌آمد که ای طالب بیا ** جود محتاج گدایان چون گدا
  • جود می‌‌جوید گدایان و ضعاف ** همچو خوبان کاینه جویند صاف‌‌ 2745
  • روی خوبان ز آینه زیبا شود ** روی احسان از گدا پیدا شود
  • پس از این فرمود حق در و الضحی ** بانگ کم زن ای محمد بر گدا
  • چون گدا آیینه‌‌ی جود است هان ** دم بود بر روی آیینه زیان‌‌
  • آن یکی جودش گدا آرد پدید ** و آن دگر بخشد گدایان را مزید
  • پس گدایان آیت جود حق‌‌اند ** و آن که با حقند جود مطلق‌‌اند 2750