English    Türkçe    فارسی   

1
2948-2957

  • از نبی بشنو ضلال رهروان ** که چشان کرد آن بلیس بد روان‌‌
  • صد هزاران ساله راه از جاده دور ** بردشان و کردشان ادبار و عور
  • استخوانهاشان ببین و مویشان ** عبرتی گیر و مران خر سویشان‌‌ 2950
  • گردن خر گیر و سوی راه کش ** سوی ره‌‌بانان و ره دانان خوش‌‌
  • هین مهل خر را و دست از وی مدار ** ز آن که عشق اوست سوی سبزه‌‌زار
  • گر یکی دم تو به غفلت واهلیش ** او رود فرسنگ‌‌ها سوی حشیش‌‌
  • دشمن راه است خر مست علف ** ای که بس خر بنده را کرد او تلف‌‌
  • گر ندانی ره هر آن چه خر بخواست ** عکس آن کن خود بود آن راه راست‌‌ 2955
  • شاوروهن پس آن گه خالفوا ** إن من لم یعصهن تالف‌‌
  • با هوا و آرزو کم باش دوست ** چون یضلک عن سبیل الله اوست‌‌