English    Türkçe    فارسی   

1
3022-3031

  • چون که رفتند این جماعت سوی کوه ** در رکاب شیر با فر و شکوه‌‌
  • گاو کوهی و بز و خرگوش زفت ** یافتند و کار ایشان پیش رفت‌‌
  • هر که باشد در پی شیر حراب ** کم نیاید روز و شب او را کباب‌‌
  • چون ز که در بیشه آوردندشان ** کشته و مجروح و اندر خون کشان‌‌ 3025
  • گرگ و روبه را طمع بود اندر آن ** که رود قسمت به عدل خسروان‌‌
  • عکس طمع هر دوشان بر شیر زد ** شیر دانست آن طمعها را سند
  • هر که باشد شیر اسرار و امیر ** او بداند هر چه اندیشد ضمیر
  • هین نگه دار ای دل اندیشه جو ** دل ز اندیشه‌‌ی بدی در پیش او
  • داند و خر را همی‌‌راند خموش ** در رخت خندد برای روی‌‌پوش‌‌ 3030
  • شیر چون دانست آن وسواسشان ** وانگفت و داشت آن دم پاسشان‌‌