English    Türkçe    فارسی   

1
3181-3190

  • وز جهان چون رحم بیرون روی ** از زمین در عرصه‌‌ی واسع شوی‌‌
  • آن که ارض الله واسع گفته‌‌اند ** عرصه‌‌ای دان کانبیا در رفته‌‌اند
  • دل نگردد تنگ ز آن عرصه‌‌ی فراخ ** نخل تر آن جا نگردد خشک شاخ‌‌
  • حاملی تو مر حواست را کنون ** کند و مانده می‌‌شوی و سر نگون‌‌
  • چون که محمولی نه حامل وقت خواب ** ماندگی رفت و شدی بی‌‌رنج و تاب‌‌ 3185
  • چاشنیی دان تو حال خواب را ** پیش محمولی حال اولیا
  • اولیا اصحاب کهفند ای عنود ** در قیام و در تقلب هم رقود
  • می‌‌کشدشان بی‌‌تکلف در فعال ** بی‌‌خبر ذات الیمین ذات الشمال‌‌
  • چیست آن ذات الیمین فعل حسن ** چیست آن ذات الشمال اشغال تن‌‌
  • می‌‌رود این هر دو کار از انبیا ** بی‌‌خبر زین هر دو ایشان چون صدا 3190