English    Türkçe    فارسی   

1
3516-3525

  • زنگیان گویند خود از ماست او ** رومیان گویند بس زیباست او
  • چون بزاید در جهان جان و جود ** پس نماند اختلاف بیض و سود
  • گر بود زنگی برندش زنگیان ** روم را رومی برد هم از میان‌‌
  • تا نزاد او مشکلات عالم است ** آن که نازاده شناسد او کم است‌‌
  • او مگر ینظر بنور الله بود ** کاندرون پوست او را ره بود 3520
  • اصل آب نطفه اسپید است و خوش ** لیک عکس جان رومی و حبش‌‌
  • می‌‌دهد رنگ احسن التقویم را ** تا به اسفل می‌‌برد این نیم را
  • این سخن پایان ندارد باز ران ** تا نمانیم از قطار کاروان‌‌
  • یوم تبیض و تسود وجوه ** ترک و هندو شهره گردد ز آن گروه‌‌
  • در رحم پیدا نباشد هند و ترک ** چون که زاید بیندش زار و سترگ‌‌ 3525