English    Türkçe    فارسی   

1
3772-3781

  • تا به بینی نایدت از غیب بو ** غیر بینی هیچ می‌‌بینی بگو
  • سوال کردن آن کافر از امیر المومنین علی علیه السلام که بر چون منی مظفر شدی شمشیر را از دست چون انداختی // پس بگفت آن نومسلمان ولی ** از سر مستی و لذت با علی
  • که بفرما یا امیر المومنین.** تا بجنبد جان به تن در چون جنین
  • هفت اختر هر جنین را مدتی ** می‌‌کنند ای جان به نوبت خدمتی‌‌
  • چون که وقت آید که جان گیرد جنین ** آفتابش آن زمان گردد معین‌‌ 3775
  • این جنین در جنبش آید ز آفتاب ** کافتابش جان همی‌‌بخشد شتاب‌‌
  • از دگر انجم بجز نقشی نیافت ** این جنین تا آفتابش بر نتافت‌‌
  • از کدامین ره تعلق یافت او ** در رحم با آفتاب خوب رو
  • از ره پنهان که دور از حس ماست ** آفتاب چرخ را بس راههاست‌‌
  • آن رهی که زر بیابد قوت از او ** و آن رهی که سنگ شد یاقوت از او 3780
  • آن رهی که سرخ سازد لعل را ** و آن رهی که برق بخشد نعل را