English    Türkçe    فارسی   

1
719-728

  • ای مبارک خنده‌‌اش کاو از دهان ** می‌‌نماید دل چو در از درج جان‌‌
  • نامبارک خنده‌‌ی آن لاله بود ** کز دهان او سیاهی دل نمود 720
  • نار خندان باغ را خندان کند ** صحبت مردانت از مردان کند
  • گر تو سنگ صخره و مرمر شوی ** چون به صاحب دل رسی گوهر شوی‌‌
  • مهر پاکان در میان جان نشان ** دل مده الا به مهر دل خوشان‌‌
  • کوی نومیدی مرو امیدهاست ** سوی تاریکی مرو خورشیدهاست‌‌
  • دل ترا در کوی اهل دل کشد ** تن ترا در حبس آب و گل کشد 725
  • هین غذای دل بده از هم دلی ** رو بجو اقبال را از مقبلی‌‌
  • تعظیم نعت مصطفی علیه السلام که مذکور بود در انجیل
  • بود در انجیل نام مصطفی ** آن سر پیغمبران بحر صفا
  • بود ذکر حلیه‌‌ها و شکل او ** بود ذکر غزو و صوم و اکل او