English    Türkçe    فارسی   

2
2708-2717

  • آدمی که علم الاسما بک است ** در تک چون برق این سگ بی‏تک است‏
  • از بهشت انداختش بر روی خاک ** چون سمک در شست او شد از سماک‏
  • نوحه‏ی إنا ظلمنا می‏زدی ** نیست دستان و فسونش را حدی‏ 2710
  • اندرون هر حدیث او شر است ** صد هزاران سحر در وی مضمر است‏
  • مردی مردان ببندد در نفس ** در زن و در مرد افروزد هوس‏
  • ای بلیس خلق سوز فتنه جو ** بر چی‏ام بیدار کردی راست گو
  • باز تقریر ابلیس تلبیس خود را
  • گفت هر مردی که باشد بد گمان ** نشنود او راست را با صد نشان‏
  • هر درونی که خیال‏اندیش شد ** چون دلیل آری خیالش بیش شد 2715
  • چون سخن دروی رود علت شود ** تیغ غازی دزد را آلت شود
  • پس جواب او سکوت است و سکون ** هست با ابله سخن گفتن جنون‏