English    Türkçe    فارسی   

3
1186-1195

  • نور چشمانم چو آنجا گه روید ** از مقام خفتنش آگه شوید
  • آن زمان که خفته باشد آن حکیم ** آن عصا را قصد کن بگذار بیم
  • گر بدزدی و توانی ساحرست ** چاره‌ی ساحر بر تو حاضرست
  • ور نتانی هان و هان آن ایزدیست ** او رسول ذوالجلال و مهتدیست
  • گر جهان فرعون گیرد شرق و غرب ** سرنگون آید خدا آنگاه حرب 1190
  • این نشان راست دادم جان باب ** بر نویس الله اعلم بالصواب
  • جان بابا چون بخسپد ساحری ** سحر و مکرش را نباشد رهبری
  • چونک چوپان خفت گرگ آمن شود ** چونک خفت آن جهد او ساکن شود
  • لیک حیوانی که چوپانش خداست ** گرگ را آنجا امید و ره کجاست
  • جادوی که حق کند حقست و راست ** جادوی خواندن مر آن حق را خطاست 1195