English    Türkçe    فارسی   

3
128-137

  • در تمامی کارها چندین مکوش ** جز به کاری که بود در دین مکوش
  • عاقبت تو رفت خواهی ناتمام ** کارهاات ابتر و نان تو خام
  • وان عمارت کردن گور و لحد ** نه به سنگست و به چوب و نه لبد 130
  • بلک خود را در صفا گوری کنی ** در منی او کنی دفن منی
  • خاک او گردی و مدفون غمش ** تا دمت یابد مددها از دمش
  • گورخانه و قبه‌ها و کنگره ** نبود از اصحاب معنی آن سره
  • بنگر اکنون زنده اطلس‌پوش را ** هیچ اطلس دست گیرد هوش را
  • در عذاب منکرست آن جان او ** گزدم غم دل دل غمدان او 135
  • از برون بر ظاهرش نقش و نگار ** وز درون ز اندیشه‌ها او زار زار
  • و آن یکی بینی در آن دلق کهن ** چون نبات اندیشه و شکر سخن
  • بازگشتن به حکایت پیل