English    Türkçe    فارسی   

3
1359-1368

  • ننگرم کس را وگر هم بنگرم ** او بهانه باشد و تو منظرم
  • عاشق صنع توم در شکر و صبر ** عاشق مصنوع کی باشم چو گبر 1360
  • عاشق صنع خدا با فر بود ** عاشق مصنوع او کافر بود
  • توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای
  • دی سالی کرد سایل مر مرا ** زانک عاشق بود او بر ماجرا
  • گفت نکته‌ی الرضا بالکفر کفر ** این پیمبر گفت و گفت اوست مهر
  • باز فرمود او که اندر هر قضا ** مر مسلمان را رضا باید رضا
  • نه قضای حق بود کفر و نفاق ** گر بدین راضی شوم باشد شقاق 1365
  • ور نیم راضی بود آن هم زیان ** پس چه چاره باشدم اندر میان
  • گفتمش این کفر مقضی نه قضاست ** هست آثار قضا این کفر راست
  • پس قضا را خواجه از مقضی بدان ** تا شکالت دفع گردد در زمان