English    Türkçe    فارسی   

3
1710-1719

  • بعد از آن قومی دگر از روزنش ** مطلع گشتند بر بافیدنش 1710
  • گفت حکمت را تو دانی کردگار ** من کنم پنهان تو کردی آشکار
  • آمد الهامش که یکچندی بدند ** که درین غم بر تو منکر می‌شدند
  • که مگر سالوس بود او در طریق ** که خدا رسواش کرد اندر فریق
  • من نخواهم کان رمه کافر شوند ** در ضلالت در گمان بد روند
  • این کرامت را بکردیم آشکار ** که دهیمت دست اندر وقت کار 1715
  • تا که آن بیچارگان بد گمان ** رد نگردند از جناب آسمان
  • من ترا بی این کرامتها ز پیش ** خود تسلی دادمی از ذات خویش
  • این کرامت بهر ایشان دادمت ** وین چراغ از بهر آن بنهادمت
  • تو از آن بگذشته‌ای کز مرگ تن ** ترسی وز تفریق اجزای بدن