English    Türkçe    فارسی   

3
1915-1924

  • بنده‌ای کش خوی و خلقت این بود ** نه جهان بر امر و فرمانش رود 1915
  • پس چرا لابه کند او یا دعا ** که بگردان ای خداوند این قضا
  • مرگ او و مرگ فرزندان او ** بهر حق پیشش چو حلوا در گلو
  • نزع فرزندان بر آن باوفا ** چون قطایف پیش شیخ بی‌نوا
  • پس چراگوید دعا الا مگر ** در دعا بیند رضای دادگر
  • آن شفاعت و آن دعا نه از رحم خود ** می‌کند آن بنده‌ی صاحب رشد 1920
  • رحم خود را او همان دم سوختست ** که چراغ عشق حق افروختست
  • دوزخ اوصاف او عشقست و او ** سوخت مر اوصاف خود را مو بمو
  • هر طروقی این فروقی کی شناخت ** جز دقوقی تا درین دولت بتاخت
  • قصه‌ی دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش
  • آن دقوقی داشت خوش دیباجه‌ای ** عاشق و صاحب کرامت خواجه‌ای