English    Türkçe    فارسی   

3
1964-1973

  • موسیا تو قوم خود را هشته‌ای ** در پی نیکوپیی سرگشته‌ای
  • کیقبادی رسته از خوف و رجا ** چند گردی چند جویی تا کجا 1965
  • آن تو با تست و تو واقف برین ** آسمانا چند پیمایی زمین
  • گفت موسی این ملامت کم کنید ** آفتاب و ماه را کم ره زنید
  • می‌روم تا مجمع البحرین من ** تا شوم مصحوب سلطان زمن
  • اجعل الخضر لامری سببا ** ذاک او امضی و اسری حقبا
  • سالها پرم بپر و بالها ** سالها چه بود هزاران سالها 1970
  • می‌روم یعنی نمی‌ارزد بدان ** عشق جانان کم مدان از عشق نان
  • این سخن پایان ندارد ای عمو ** داستان آن دقوقی را بگو
  • بازگشتن به قصه‌ی دقوقی
  • آن دقوقی رحمة الله علیه ** گفت سافرت مدی فی خافقیه