English    Türkçe    فارسی   

3
2121-2130

  • مدح تو گویم برون از پنج و هفت ** بر نویس اکنون دقوقی پیش رفت
  • پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم
  • در تحیات و سلام الصالحین ** مدح جمله‌ی انبیا آمد عجین
  • مدحها شد جملگی آمیخته ** کوزه‌ها در یک لگن در ریخته
  • زانک خود ممدوح جز یک بیش نیست ** کیشها زین روی جز یک کیش نیست
  • دان که هر مدحی بنور حق رود ** بر صور و اشخاص عاریت بود 2125
  • مدحها جز مستحق را کی کنند ** لیک بر پنداشت گم‌ره می‌شوند
  • همچو نوری تافته بر حایطی ** حایط آن انوار را چون رابطی
  • لاجرم چون سایه سوی اصل راند ** ضال مه گم کرد و ز استایش بماند
  • یا ز چاهی عکس ماهی وا نمود ** سر بچه در کرد و آن را می‌ستود
  • در حقیقت مادح ماهست او ** گرچه جهل او بعکسش کرد رو 2130