English    Türkçe    فارسی   

3
2510-2519

  • خواجه‌زاده‌ی عقل مانده بی‌نوا ** نفس خونی خواجه گشت و پیشوا 2510
  • روزی بی‌رنج می‌دانی که چیست ** قوت ارواحست و ارزاق نبیست
  • لیک موقوفست بر قربان گاو ** گنج اندر گاو دان ای کنج‌کاو
  • دوش چیزی خورده‌ام ور نه تمام ** دادمی در دست فهم تو زمام
  • دوش چیزی خورده‌ام افسانه است ** هرچه می‌آید ز پنهان خانه است
  • چشم بر اسباب از چه دوختیم ** گر ز خوش‌چشمان کرشم آموختیم 2515
  • هست بر اسباب اسبابی دگر ** در سبب منگر در آن افکن نظر
  • انبیا در قطع اسباب آمدند ** معجزات خویش بر کیوان زدند
  • بی‌سبب مر بحر را بشکافتند ** بی زراعت چاش گندم یافتند
  • ریگها هم آرد شد از سعیشان ** پشم بز ابریشم آمد کش‌کشان