English    Türkçe    فارسی   

3
2787-2796

  • تو چه دانی سر چیزی تا تو کل ** یا به زلفی یا به رخ آری مثل
  • موسیی آن را عصا دید و نبود ** اژدها بد سر او لب می‌گشود
  • چون چنان شاهی نداند سر چوب ** تو چه دانی سر این دام و حبوب
  • چون غلط شد چشم موسی در مثل ** چون کند موشی فضولی مدخل 2790
  • آن مثالت را چو اژدرها کند ** تا به پاسخ جزو جزوت بر کند
  • این مثال آورد ابلیس لعین ** تا که شد ملعون حق تا یوم دین
  • این مثال آورد قارون از لجاج ** تا فرو شد در زمین با تخت و تاج
  • این مثالت را چو زاغ و بوم دان ** که ازیشان پست شد صد خاندان
  • مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن
  • نوح اندر بادیه کشتی بساخت ** صد مثل‌گو از پی تسخیر بتاخت 2795
  • در بیابانی که چاه آب نیست ** می‌کند کشتی چه نادان و ابلهیست