English    Türkçe    فارسی   

3
3008-3017

  • بس کن ار شرحی بگویم دور دست ** خشم گیرد میر و هم داند که هست
  • حاصل این آمد که بد کن ای کریم ** با لیمان تا نهد گردن لیم
  • با لیم نفس چون احسان کند ** چون لیمان نفس بد کفران کند 3010
  • زین سبب بد که اهل محنت شاکرند ** اهل نعمت طاغیند و ماکرند
  • هست طاغی بگلر زرین‌قبا ** هست شاکر خسته‌ی صاحب‌عبا
  • شکر کی روید ز املاک و نعم ** شکر می‌روید ز بلوی و سقم
  • قصه عشق صوفی بر سفره‌ی تهی
  • صوفیی بر میخ روزی سفره دید ** چرخ می‌زد جامه‌ها را می‌درید
  • بانگ می‌زد نک نوای بی‌نوا ** قحطها و دردها را نک دوا 3015
  • چونک دود و شور او بسیار شد ** هر که صوفی بود با او یار شد
  • کخ‌کخی و های و هویی می‌زدند ** تای چندی مست و بی‌خود می‌شدند