English    Türkçe    فارسی   

3
3838-3847

  • آزمودم مرگ من در زندگیست ** چون رهم زین زندگی پایندگیست
  • اقتلونی اقتلونی یا ثقات ** ان فی قتلی حیاتا فی حیات
  • یا منیر الخد یا روح البقا ** اجتذب روحی وجد لی باللقا 3840
  • لی حبیب حبه یشوی الحشا ** لو یشا یمشی علی عینی مشی
  • پارسی گو گرچه تازی خوشترست ** عشق را خود صد زبان دیگرست
  • بوی آن دلبر چو پران می‌شود ** آن زبانها جمله حیران می‌شود
  • بس کنم دلبر در آمد در خطاب ** گوش شو والله اعلم بالصواب
  • چونک عاشق توبه کرد اکنون بترس ** کو چو عیاران کند بر دار درس 3845
  • گرچه این عاشق بخارا می‌رود ** نه به درس و نه به استا می‌رود
  • عاشقان را شد مدرس حسن دوست ** دفتر و درس و سبقشان روی اوست