English    Türkçe    فارسی   

3
4171-4180

  • گوید ای نخود چریدی در بهار ** رنج مهمان تو شد نیکوش دار
  • تا که مهمان باز گردد شکر ساز ** پیش شه گوید ز ایثار تو باز
  • تا به جای نعمتت منعم رسد ** جمله نعمتها برد بر تو حسد
  • من خلیلم تو پسر پیش بچک ** سر بنه انی ارانی اذبحک
  • سر به پیش قهر نه دل بر قرار ** تا ببرم حلقت اسمعیل‌وار 4175
  • سر ببرم لیک این سر آن سریست ** کز بریده گشتن و مردن بریست
  • لیک مقصود ازل تسلیم تست ** ای مسلمان بایدت تسلیم جست
  • ای نخود می‌جوش اندر ابتلا ** تا نه هستی و نه خود ماند ترا
  • اندر آن بستان اگر خندیده‌ای ** تو گل بستان جان و دیده‌ای
  • گر جدا از باغ آب و گل شدی ** لقمه گشتی اندر احیا آمدی 4180