English    Türkçe    فارسی   

3
4277-4286

  • همنشینان نشنوند او بشنود ** ای خنک جان کو به غیبش بگرود
  • بنگرد در نفس خود صد گفت و گو ** همنشین او نبرده هیچ بو
  • صد سال و صد جواب اندر دلت ** می‌رسد از لامکان تا منزلت
  • بشنوی تو نشنود زان گوشها ** گر به نزدیک تو آرد گوش را 4280
  • گیرم ای کر خود تو آن را نشنوی ** چون مثالش دیده‌ای چون نگروی
  • جواب طعنه‌زننده در مثنوی از قصور فهم خود
  • ای سگ طاعن تو عو عو می‌کنی ** طعن قرآن را برون‌شو می‌کنی
  • این نه آن شیرست کز وی جان بری ** یا ز پنجه‌ی قهر او ایمان بری
  • تا قیامت می‌زند قرآن ندی ** ای گروهی جهل را گشته فدی
  • که مرا افسانه می‌پنداشتید ** تخم طعن و کافری می‌کاشتید 4285
  • خود بدیدیت آنک طعنه می‌زدیت ** که شما فانی و افسانه بدیت