English    Türkçe    فارسی   

3
4375-4384

  • این چو سازنده ولی سوزنده‌ای ** و آن گه وصلت دل افروزنده‌ای 4375
  • شکل شعله‌ی نور پاک سازوار ** حاضران را نور و دوران را چو نار
  • ملاقات آن عاشق با صدر جهان
  • آن بخاری نیز خود بر شمع زد ** گشته بود از عشقش آسان آن کبد
  • آه سوزانش سوی گردون شده ** در دل صدر جهان مهر آمده
  • گفته با خود در سحرگه کای احد ** حال آن آواره‌ی ما چون بود
  • او گناهی کرد و ما دیدیم لیک ** رحمت ما را نمی‌دانست نیک 4380
  • خاطر مجرم ز ما ترسان شود ** لیک صد اومید در ترسش بود
  • من بترسانم وقیح یاوه را ** آنک ترسد من چه ترسانم ورا
  • بهر دیگ سرد آذر می‌رود ** نه بدان کز جوش از سر می‌رود
  • آمنان را من بترسانم به علم ** خایفان را ترس بردارم به حلم