English    Türkçe    فارسی   

3
4653-4662

  • هین مقابل شو تو و خصم و بگو ** پاسخ خصم و بکن دفع عدو
  • باد چون بشنید آمد تیز تیز ** پشه بگرفت آن زمان راه گریز
  • پس سلیمان گفت ای پشه کجا ** باش تا بر هر دو رانم من قضا 4655
  • گفت ای شه مرگ من از بود اوست ** خود سیاه این روز من از دود اوست
  • او چو آمد من کجا یابم قرار ** کو بر آرد از نهاد من دمار
  • همچنین جویای درگاه خدا ** چون خدا آمد شود جوینده لا
  • گرچه آن وصلت بقا اندر بقاست ** لیک ز اول آن بقا اندر فناست
  • سایه‌هایی که بود جویای نور ** نیست گردد چون کند نورش ظهور 4660
  • عقل کی ماند چو باشد سرده او ** کل شیء هالک الا وجهه
  • هالک آید پیش وجهش هست و نیست ** هستی اندر نیستی خود طرفه‌ایست