English    Türkçe    فارسی   

3
968-977

  • کان یکی دریاست بی غور و کران ** جمله دریاها چو سیلی پیش آن
  • حیله‌ها و چاره‌ها گر اژدهاست ** پیش الا الله آنها جمله لاست
  • چون رسید اینجا بیانم سر نهاد ** محو شد والله اعلم بالرشاد 970
  • آنچ در فرعون بود اندر تو هست ** لیک اژدرهات محبوس چهست
  • ای دریغ این جمله احوال توست ** تو بر آن فرعون بر خواهیش بست
  • گر ز تو گویند وحشت زایدت ** ور ز دیگر آفسان بنمایدت
  • چه خرابت می‌کند نفس لعین ** دور می‌اندازدت سخت این قرین
  • آتشت را هیزم فرعون نیست ** ورنه چون فرعون او شعله‌زنیست 975
  • حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد
  • یک حکایت بشنو از تاریخ‌گوی ** تا بری زین راز سرپوشیده بوی
  • مارگیری رفت سوی کوهسار ** تا بگیرد او به افسونهاش مار