English    Türkçe    فارسی   

4
1322-1331

  • می‌روی گه گمره و گه در رشد ** رشته پیدا نه و آنکت می‌کشد
  • اشتر کوری مهار تو رهین ** تو کشش می‌بین مهارت را مبین
  • گر شدی محسوس جذاب و مهار ** پس نماندی این جهان دارالغرار
  • گبر دیدی کو پی سگ می‌رود ** سخره‌ی دیو ستنبه می‌شود 1325
  • در پی او کی شدی مانند حیز ** پی خود را واکشیدی گبر نیز
  • گاو گر واقف ز قصابان بدی ** کی پی ایشان بدان دکان شدی
  • یا بخوردی از کف ایشان سبوس ** یا بدادی شیرشان از چاپلوس
  • ور بخوردی کی علف هضمش شدی ** گر ز مقصود علف واقف بدی
  • پس ستون این جهان خود غفلتست ** چیست دولت کین دوادو با لتست 1330
  • اولش دو دو به آخر لت بخور ** جز درین ویرانه نبود مرگ خر