English    Türkçe    فارسی   

4
1367-1376

  • این غرور آنست یعنی این خیال ** هست از عکس دل و جان رجال
  • جمله مغروران برین عکس آمده ** بر گمانی کین بود جنت‌کده
  • می‌گریزند از اصول باغها ** بر خیالی می‌کنند آن لاغها
  • چونک خواب غفلت آیدشان به سر ** راست بینند و چه سودست آن نظر 1370
  • بس به گورستان غریو افتاد و آه ** تا قیامت زین غلط وا حسرتاه
  • ای خنک آن را که پیش از مرگ مرد ** یعنی او از اصل این رز بوی برد
  • قصه‌ی رستن خروب در گوشه‌ی مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت
  • پس سلیمان دید اندر گوشه‌ای ** نوگیاهی رسته هم‌چون خوشه‌ای
  • دید بس نادر گیاهی سبز و تر ** می‌ربود آن سبزیش نور از بصر
  • پس سلامش کرد در حال آن حشیش ** او جوابش گفت و بشکفت از خوشیش 1375
  • گفت نامت چیست برگو بی‌دهان ** گفت خروبست ای شاه جهان