English    Türkçe    فارسی   

4
1535-1544

  • یک دم ار مجنون ز خود غافل بدی ** ناقه گردیدی و واپس آمدی 1535
  • عشق و سودا چونک پر بودش بدن ** می‌نبودش چاره از بی‌خود شدن
  • آنک او باشد مراقب عقل بود ** عقل را سودای لیلی در ربود
  • لیک ناقه بس مراقب بود و چست ** چون بدیدی او مهار خویش سست
  • فهم کردی زو که غافل گشت و دنگ ** رو سپس کردی به کره بی‌درنگ
  • چون به خود باز آمدی دیدی ز جا ** کو سپس رفتست بس فرسنگها 1540
  • در سه روزه ره بدین احوالها ** ماند مجنون در تردد سالها
  • گفت ای ناقه چو هر دو عاشقیم ** ما دو ضد پس همره نالایقیم
  • نیستت بر وفق من مهر و مهار ** کرد باید از تو صحبت اختیار
  • این دو همره یکدگر را راه‌زن ** گمره آن جان کو فرو ناید ز تن