English    Türkçe    فارسی   

4
2588-2597

  • هر شبی تا روز زین شوق هدی ** ای رفیق راه اعلی می‌زدی
  • گفت هر کس که مرا مژده دهد ** چون صفر پای از جهان بیرون نهد
  • که صفر بگذشت و شد ماه ربیع ** مژده‌ور باشم مر او را و شفیع 2590
  • گفت عکاشه صفر بگذشت و رفت ** گفت که جنت ترا ای شیر زفت
  • دیگری آمد که بگذشت آن صفر ** گفت عکاشه ببرد از مژده بر
  • پس رجال از نقل عالم شادمان ** وز بقااش شادمان این کودکان
  • چونک آب خوش ندید آن مرغ کور ** پیش او کوثر نیامد آب شور
  • هم‌چنین موسی کرامت می‌شمرد ** که نگردد صاف اقبال تو درد 2595
  • گفت احسنت و نکو گفت ولیک ** تا کنم من مشورت با یار نیک
  • مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلام
  • باز گفت او این سخن با ایسیه ** گفت جان افشان برین ای دل‌سیه