English    Türkçe    فارسی   

4
2643-2652

  • چشم بگذشته ازین محسوسها ** یافته از غیب‌بینی بوسها
  • خود نمی‌یابم یکی گوشی که من ** نکته‌ای گویم از آن چشم حسن
  • می‌چکید آن آب محمود جلیل ** می‌ربودی قطره‌اش را جبرئیل 2645
  • تا بمالد در پر و منقال خویش ** گر دهد دستوریش آن خوب کیش
  • باز گوید خشم کمپیر ار فروخت ** فر و نور و علم و صبرم را نسوخت
  • باز جانم باز صد صورت تند ** زخم بر ناقه نه بر صالح زند
  • صالح از یک‌دم که آرد با شکوه ** صد چنان ناقه بزاید متن کوه
  • دل همی گوید خموش و هوش دار ** ورنه درانید غیرت پود و تار 2650
  • غیرتش را هست صد حلم نهان ** ورنه سوزیدی به یک دم صد جهان
  • نخوت شاهی گرفتش جای پند ** تا دل خود را ز بند پند کند