English    Türkçe    فارسی   

4
698-707

  • که چنین اندیشی از بهر ملوک ** کیف تلقی الرزق ان لم یرزقوک
  • من نمی‌کردم سخن را فهم لیک ** بر دلم می‌زد عتابش نیک نیک
  • سوی من آمد به هیبت هم‌چو شیر ** تنگ هیزم را ز خود بنهاد زیر 700
  • پرتو حالی که او هیزم نهاد ** لرزه بر هر هفت عضو من فتاد
  • گفت یا رب گر ترا خاصان هی‌اند ** که مبارک‌دعوت و فرخ‌پی‌اند
  • لطف تو خواهم که میناگر شود ** این زمان این تنگ هیزم زر شود
  • در زمان دیدم که زر شد هیزمش ** هم‌چو آتش بر زمین می‌تافت خوش
  • من در آن بی‌خود شدم تا دیرگه ** چونک با خویش آمدم من از وله 705
  • بعد از آن گفت ای خداگر آن کبار ** بس غیورند و گریزان ز اشتهار
  • باز این را بند هیزم ساز زود ** بی‌توقف هم بر آن حالی که بود