English    Türkçe    فارسی   

4
704-713

  • در زمان دیدم که زر شد هیزمش ** هم‌چو آتش بر زمین می‌تافت خوش
  • من در آن بی‌خود شدم تا دیرگه ** چونک با خویش آمدم من از وله 705
  • بعد از آن گفت ای خداگر آن کبار ** بس غیورند و گریزان ز اشتهار
  • باز این را بند هیزم ساز زود ** بی‌توقف هم بر آن حالی که بود
  • در زمان هیزم شد آن اغصان زر ** مست شد در کار او عقل و نظر
  • بعد از آن برداشت هیزم را و رفت ** سوی شهر از پیش من او تیز و تفت
  • خواستم تا در پی آن شه روم ** پرسم از وی مشکلات و بشنوم 710
  • بسته کرد آن هیبت او مر مرا ** پیش خاصان ره نباشد عامه را
  • ور کسی را ره شود گو سر فشان ** کان بود از رحمت و از جذبشان
  • پس غنیمت دار آن توفیق را ** چون بیابی صحبت صدیق را