English    Türkçe    فارسی   

5
1444-1453

  • یا به جز آن حرفشان روزی نبود  ** یا در آخر رحمت آمد ره نمود 
  • صاحب‌دلی دید سگ حامله در شکم آن سگ‌بچگان بانگ می‌کردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایده‌ها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی 
  • آن یکی می‌دید خواب اندر چله  ** در رهی ماده سگی بد حامله  1445
  • ناگهان آواز سگ‌بچگان شنید  ** سگ‌بچه اندر شکم بد ناپدید 
  • بس عجب آمد ورا آن بانگها  ** سگ‌بچه اندر شکم چون زد ندا 
  • سگ‌بچه اندر شکم ناله کنان  ** هیچ‌کس دیدست این اندر جهان 
  • چون بجست از واقعه آمد به خویش  ** حیرت او دم به دم می‌گشت بیش 
  • در چله کس نی که گردد عقده حل  ** جز که درگاه خدا عز و جل  1450
  • گفت یا رب زین شکال و گفت و گو  ** در چله وا مانده‌ام از ذکر تو 
  • پر من بگشای تا پران شوم  ** در حدیقه‌ی ذکر و سیبستان شوم 
  • آمدش آواز هاتف در زمان  ** که آن مثالی دان ز لاف جاهلان