English    Türkçe    فارسی   

5
1462-1471

  • از هوای مشتری بی‌شکوه  ** مشتری را باد دادند این گروه 
  • مشتری ماست الله اشتری  ** از غم هر مشتری هین برتر آ 
  • مشتریی جو که جویان توست  ** عالم آغاز و پایان توست 
  • هین مکش هر مشتری را تو به دست  ** عشق‌بازی با دو معشوقه بدست  1465
  • زو نیابی سود و مایه گر خرد  ** نبودش خود قیمت عقل و خرد 
  • نیست او را خود بهای نیم نعل  ** تو برو عرضه کنی یاقوت و لعل 
  • حرص کورت کرد و محرومت کند  ** دیو هم‌چون خویش مرجومت کند 
  • هم‌چنانک اصحاب فیل و قوم لوط  ** کردشان مرجوم چون خود آن سخوط 
  • مشتری را صابران در یافتند  ** چون سوی هر مشتری نشتافتند  1470
  • آنک گردانید رو زان مشتری  ** بخت و اقبال و بقا شد زو بری