English    Türkçe    فارسی   

5
1958-1967

  • لیک آدم چارق و آن پوستین  ** پیش می‌آورد که هستم ز طین 
  • چون ایاز آن چارقش مورود بود  ** لاجرم او عاقبت محمود بود 
  • هست مطلق کارساز نیستیست  ** کارگاه هست‌کن جز نیست چیست  1960
  • بر نوشته هیچ بنویسد کسی  ** یا نهاله کارد اندر مغرسی 
  • کاغذی جوید که آن بنوشته نیست  ** تخم کارد موضعی که کشته نیست 
  • تو برادر موضع ناکشته باش  ** کاغذ اسپید نابنوشته باش 
  • تا مشرف گردی از نون والقلم  ** تا بکارد در تو تخم آن ذوالکرم 
  • خود ازین پالوه نالیسیده گیر  ** مطبخی که دیده‌ای نادیده گیر  1965
  • زانک ازین پالوده مستیها بود  ** پوستین و چارق از یادت رود 
  • چون در آید نزع و مرگ آهی کنی  ** ذکر دلق و چارق آنگاهی کنی