English    Türkçe    فارسی   

5
2685-2694

  • لیک کوته کردم آن گفتار را  ** تا ننوشد هر خسی اسرار را  2685
  • آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد 
  • رو به شهر آورد آن فرمان‌پذیر  ** شهر غزنین گشت از رویش منیر 
  • از فرح خلقی به استقبال رفت  ** او در آمد از ره دزدیده تفت 
  • جمله اعیان و مهان بر خاستند  ** قصرها از بهر او آراستند 
  • گفت من از خودنمایی نامدم  ** جز به خواری و گدایی نامدم 
  • نیستم در عزم قال و قیل من  ** در به در گردم به کف زنبیل من  2690
  • بنده فرمانم که امرست از خدا  ** که گدا باشم گدا باشم گدا 
  • در گدایی لفظ نادر ناورم  ** جز طریق خس گدایان نسپرم 
  • تا شوم غرقه‌ی مذلت من تمام  ** تا سقطها بشنوم از خاص و عام 
  • امر حق جانست و من آن را تبع  ** او طمع فرمود ذل من طمع