English    Türkçe    فارسی   

5
3789-3798

  • خیز هنگام غزا آمد برو  ** خویش را در غزو کردن کن گرو 
  • گفتم ای نفس خبیث بی‌وفا  ** از کجا میل غزا تو از کجا  3790
  • راست گوی ای نفس کین حیلت‌گریست  ** ورنه نفس شهوت از طاعت بریست 
  • گر نگویی راست حمله آرمت  ** در ریاضت سخت‌تر افشارمت 
  • نفس بانگ آورد آن دم از درون  ** با فصاحت بی‌دهان اندر فسون 
  • که مرا هر روز اینجا می‌کشی  ** جان من چون جان گبران می‌کشی 
  • هیچ کس را نیست از حالم خبر  ** که مرا تو می‌کشی بی‌خواب و خور  3795
  • در غزا بجهم به یک زخم از بدن  ** خلق بیند مردی و ایثار من 
  • گفتم ای نفسک منافق زیستی  ** هم منافق می‌مری تو چیستی 
  • در دو عالم تو مرایی بوده‌ای  ** در دو عالم تو چنین بیهوده‌ای