English    Türkçe    فارسی   

5
3796-3805

  • در غزا بجهم به یک زخم از بدن  ** خلق بیند مردی و ایثار من 
  • گفتم ای نفسک منافق زیستی  ** هم منافق می‌مری تو چیستی 
  • در دو عالم تو مرایی بوده‌ای  ** در دو عالم تو چنین بیهوده‌ای 
  • نذر کردم که ز خلوت هیچ من  ** سر برون نارم چو زنده‌ست این بدن 
  • زانک در خلوت هر آنچ تن کند  ** نه از برای روی مرد و زن کند  3800
  • جنبش و آرامش اندر خلوتش  ** جز برای حق نباشد نیتش 
  • این جهاد اکبرست آن اصغرست  ** هر دو کار رستمست و حیدرست 
  • کار آن کس نیست کو را عقل و هوش  ** پرد از تن چون بجنبد دنب موش 
  • آن چنان کس را بباید چون زنان  ** دور بودن از مصاف و از سنان 
  • صوفیی آن صوفیی این اینت حیف  ** آن ز سوزن کشته این را طعمه سیف  3805