English    Türkçe    فارسی   

5
385-394

  • جان چو بی این جیفه بنماید جمال  ** من نتانم گفت لطف آن وصال  385
  • مه چو بی‌این ابر بنماید ضیا  ** شرح نتوان کرد زان کار و کیا 
  • حبذا آن مطبخ پر نوش و قند  ** کین سلاطین کاسه‌لیسان ویند 
  • حبذا آن خرمن صحرای دین  ** که بود هر خرمن آن را دانه‌چین 
  • حبذا دریای عمر بی‌غمی  ** که بود زو هفت دریا شب‌نمی 
  • جرعه‌ای چون ریخت ساقی الست  ** بر سر این شوره خاک زیردست  390
  • جوش کرد آن خاک و ما زان جوششیم  ** جرعه‌ی دیگر که بس بی‌کوششیم 
  • گر روا بد ناله کردم از عدم  ** ور نبود این گفتنی نک تن زدم 
  • این بیان بط حرص منثنیست  ** از خلیل آموز که آن بط کشتنیست 
  • هست در بط غیر این بس خیر و شر  ** ترسم از فوت سخنهای دگر 
  • صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیه‌السلام او را