English    Türkçe    فارسی   

5
713-722

  • یا برای شادباشی در خطاب  ** خویش چون مردار کن پی کلاب 
  • پس خضر کشتی برای این شکست  ** تا که آن کشتی ز غاصب باز رست 
  • فقر فخری بهر آن آمد سنی  ** تا ز طماعان گریزم در غنی  715
  • گنجها را در خرابی زان نهند  ** تا ز حرص اهل عمران وا رهند 
  • پر نتانی کند رو خلوت گزین  ** تا نگردی جمله خرج آن و این 
  • زآنک تو هم لقمه‌ای هم لقمه‌خوار  ** آکل و ماکولی ای جان هوش‌دار 
  • در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست هم‌چون آن مرغی کی قصد صید ملخ می‌کرد و به صید ملخ مشغول می‌بود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمی‌بینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش می‌بین تا چشم نیز باز شدن 
  • مرغکی اندر شکار کرم بود  ** گربه فرصت یافت او را در ربود 
  • آکل و ماکول بود و بی‌خبر  ** در شکار خود ز صیادی دگر  720
  • دزد گرچه در شکار کاله‌ایست  ** شحنه با خصمانش در دنباله‌ایست 
  • عقل او مشغول رخت و قفل و در  ** غافل از شحنه‌ست و از آه سحر