English    Türkçe    فارسی   

5
867-876

  • سبزوارست این جهان و مرد حق  ** اندرین جا ضایعست و ممتحق 
  • هست خوارمشاه یزدان جلیل  ** دل همی خواهد ازین قوم رذیل 
  • گفت لا ینظر الی تصویرکم  ** فابتغوا ذا القلب فی‌تدبیر کم 
  • من ز صاحب‌دل کنم در تو نظر  ** نه به نقش سجده و ایثار زر  870
  • تو دل خود را چو دل پنداشتی  ** جست و جوی اهل دل بگذاشتی 
  • دل که گر هفصد چو این هفت آسمان  ** اندرو آید شود یاوه و نهان 
  • این چنین دل ریزه‌ها را دل مگو  ** سبزوار اندر ابوبکری بجو 
  • صاحب دل آینه‌ی شش‌رو شود  ** حق ازو در شش جهت ناظر بود 
  • هر که اندر شش جهت دارد مقر  ** نکندش بی‌واسطه‌ی او حق نظر  875
  • گر کند رد از برای او کند  ** ور قبول آرد همو باشد سند