English    Türkçe    فارسی   

6
1241-1250

  • زانک قدر مستمع آید نبا  ** بر قد خواجه برد درزی قبا 
  • صفت آن عجوز 
  • چونک مجلس بی چنین پیغاره نیست  ** از حدیث پست نازل چاره نیست 
  • واستان هین این سخن را از گرو  ** سوی افسانه‌ی عجوزه باز رو 
  • چون مسن گشت و درین ره نیست مرد  ** تو بنه نامش عجوز سال‌خورد 
  • نه مرورا راس مال و پایه‌ای  ** نه پذیرای قبول مایه‌ای  1245
  • نه دهنده نی پذیرنده‌ی خوشی  ** نه درو معنی و نه معنی‌کشی 
  • نه زبان نه گوش نه عقل و بصر  ** نه هش و نه بیهشی و نه فکر 
  • نه نیاز و نه جمالی بهر ناز  ** تو بتویش گنده مانند پیاز 
  • نه رهی ببریده او نه پای راه  ** نه تبش آن قحبه را نه سوز و آه 
  • قصه‌ی درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست 
  • سایلی آمد به سوی خانه‌ای  ** خشک نانه خواست یا تر نانه‌ای  1250