English    Türkçe    فارسی   

6
1334-1343

  • تهلکه‌ست این صبر و پرهیز ای فلان  ** خوش بکوبش تن مزن چون دیگران 
  • چون زدش سیلی برآمد یک طراق  ** گفت صوفی هی هی ای قواد عاق  1335
  • خواست صوفی تا دو سه مشتش زند  ** سبلت و ریشش یکایک بر کند 
  • خلق رنجور دق و بیچاره‌اند  ** وز خداع دیو سیلی باره‌اند 
  • جمله در ایذای بی‌جرمان حریص  ** در قفای همدگر جویان نقیص 
  • ای زننده بی‌گناهان را قفا  ** در قفای خود نمی‌بینی جزا 
  • ای هوا را طب خود پنداشته  ** بر ضعیفان صفع را بگماشته  1340
  • بر تو خندید آنک گفتت این دواست  ** اوست که آدم را به گندم رهنماست 
  • که خورید این دانه او دو مستعین  ** بهر دارو تا تکونا خالدین 
  • اوش لغزانید و او را زد قفا  ** آن قفا وا گشت و گشت این را جزا