English    Türkçe    فارسی   

6
2365-2374

  • آن دکان بالای استاد ای نگار  ** گنده و پر کزدمست و پر ز مار  2365
  • زود ویران کن دکان و بازگرد  ** سوی سبزه و گلبنان و آب‌خورد 
  • نه چو کنعان کو ز کبر و ناشناخت  ** از که عاصم سفینه‌ی فوز ساخت 
  • علم تیراندازیش آمد حجاب  ** وان مراد او را بده حاضر به جیب 
  • ای بسا علم و ذکاوات و فطن  ** گشته ره‌رو را چو غول و راه‌زن 
  • بیشتر اصحاب جنت ابلهند  ** تا ز شر فیلسوفی می‌رهند  2370
  • خویش را عریان کن از فضل و فضول  ** تا کند رحمت به تو هر دم نزول 
  • زیرکی ضد شکستست و نیاز  ** زیرکی بگذار و با گولی‌بساز 
  • زیرکی دان دام برد و طمع و گاز  ** تا چه خواهد زیرکی را پاک‌باز 
  • زیرکان با صنعتی قانع شده  ** ابلهان از صنع در صانع شده