English    Türkçe    فارسی   

6
2815-2824

  • مالک الملکی به حس چیزی دهی  ** تا که بر حس‌ها کند آن حس شهی  2815
  • حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره 
  • شب چو شه محمود برمی‌گشت فرد  ** با گروهی قوم دزدان باز خورد 
  • پس بگفتندش کیی ای بوالوفا  ** گفت شه من هم یکی‌ام از شما 
  • آن یکی گفت ای گروه مکر کیش  ** تا بگوید هر یکی فرهنگ خویش 
  • تا بگوید با حریفان در سمر  ** کو چه دارد در جبلت از هنر 
  • آن یکی گفت ای گروه فن‌فروش  ** هست خاصیت مرا اندر دو گوش  2820
  • که بدانم سگ چه می‌گوید به بانگ  ** قوم گفتندش ز دیناری دو دانگ 
  • آن دگر گفت ای گروه زرپرست  ** جمله خاصیت مرا چشم اندرست 
  • هر که را شب بینم اندر قیروان  ** روز بشناسم من او را بی‌گمان 
  • گفت یک خاصیتم در بازو است  ** که زنم من نقبها با زور دست