English    Türkçe    فارسی   

6
2890-2899

  • چشم من از چشم‌ها بگزیده شد  ** تا که در شب آفتابم دیده شد  2890
  • لطف معروف تو بود آن ای بهی  ** پس کمال البر فی اتمامه 
  • یا رب اتمم نورنا فی الساهره  ** وانجنا من مفضحات قاهره 
  • یار شب را روز مهجوری مده  ** جان قربت‌دیده را دوری مده 
  • بعد تو مرگیست با درد و نکال  ** خاصه بعدی که بود بعد الوصال 
  • آنک دیدستت مکن نادیده‌اش  ** آب زن بر سبزه‌ی بالیده‌اش  2895
  • من نکردم لا ابالی در روش  ** تو مکن هم لاابالی در خلش 
  • هین مران از روی خود او را بعید  ** آنک او یک‌باره آن روی تو دید 
  • دید روی جز تو شد غل گلو  ** کل شیء ما سوی الله باطل 
  • باطل‌اند و می‌نمایندم رشد  ** زانک باطل باطلان را می‌کشد