English    Türkçe    فارسی   

6
2911-2920

  • آن هنرها گردن ما را ببست  ** زان مناصب سرنگوساریم و پست 
  • آن هنر فی جیدنا حبل مسد  ** روز مردن نیست زان فنها مدد 
  • جز همان خاصیت آن خوش‌حواس  ** که به شب بد چشم او سلطان‌شناس 
  • آن هنرها جمله غول راه بود  ** غیر چشمی کو ز شه آگاه بود 
  • شاه را شرم از وی آمد روز بار  ** که به شب بر روی شه بودش نظار  2915
  • وان سگ آگاه از شاه وداد  ** خود سگ کهفش لقب باید نهاد 
  • خاصیت در گوش هم نیکو بود  ** کو به بانگ سگ ز شیر آگه شود 
  • سگ چو بیدارست شب چون پاسبان  ** بی‌خبر نبود ز شبخیز شهان 
  • هین ز بدنامان نباید ننگ داشت  ** هوش بر اسرارشان باید گماشت 
  • هر که او یک‌بار خود بدنام شد  ** خود نباید نام جست و خام شد  2920