English    Türkçe    فارسی   

6
4527-4536

  • بس درین صندوق چون تو مانده‌اند  ** خوش را اندر بلا بنشانده‌اند 
  • آنچ بر تو خواه آن باشد پسند  ** بر دگر کس آن کن از رنج و گزند 
  • زانک بر مرصاد حق واندر کمین  ** می‌دهد پاداش پیش از یوم دین 
  • آن عظیم العرش عرش او محیط  ** تخت دادش بر همه جانها بسیط  4530
  • گوشه‌ی عرشش به تو پیوسته است  ** هین مجنبان جز بدین و داد دست 
  • تو مراقب باش بر احوال خویش  ** نوش بین در داد و بعد از ظلم نیش 
  • گفت آری اینچ کردم استم است  ** لیک هم می‌دان که بادی اظلم است 
  • گفت نایب یک به یک ما بادییم  ** با سواد وجه اندر شادییم 
  • هم‌چو زنگی کو بود شادان و خوش  ** او نبیند غیر او بیند رخش  4535
  • ماجرا بسیار شد در من یزید  ** داد صد دینار و آن از وی خرید